----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"چشم در چشم آسمان"
ایستاده بودم و دل بر کنده از کویر٬
همه تن ٬چشم کردم و در چشم آسمان دوختم.
وهمه جان ٬نگاه کردم و در آن گوشه ی آسمان آویختم.
ودر اعماق این کبود٬
به لذت٬جان می سپردم.
ودر آبی این دریا
به عشق ٬جان می گرفتم.
وغرقه ی مستی و بی خویشی ٬
با آسمان ٬عشق می ورزیدم.
واشک امانم نمی داد
و می نگریستم و به نگریستن ادامه می دادم.
و می شنیدم که سکوت آبی وحی ٬
این سخن پیامبر را با دلم می گوید
ومن در عمق همه ی ذرات وجودم
آن را به حسرت ٬زمزمه میکنم که:
"اگر مامور نبودم که با مردم بیامیزم
ودر میان خلق زندگی کنم٬
دو چشم را به این آسمان می دوختم.
وچندان به نگاه کردن ادامه میدادم ٬
تا خداوند جانم را بستاند"!
بیشتر ازاین وقت درس خوندنتون رو نمیگیرم.نظر یادتون نره...!!!!!!
